تبلیغات
وبلاگ آموزشی مقطع ابتدایی - آشنایی با علائم نگارشی
 
وبلاگ آموزشی مقطع ابتدایی
درباره وبلاگ


سلام من محبوبه ثابتی زاد مدیر وبلاگ ، کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی، مدرس زبان انگلیسی و آموزگار پایه ابتدایی هستم این وبلاگ در نظر دارد مطالب جالب و مفرح مربوط به آموزش در دوره ی ابتدایی را در اختیار کاربران گرامی قرار دهد.امیدوارم شما دوست گرامی از مطالب وبلاگ نهایت استفاده را ببرید

امیدوارم بتوانم با ارائه مطالب مفید و آموزنده سهم کوچکی در شکوفایی استعدادهای فرزندان این مرز و بوم داشته باشم


هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره ، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟

سهراب سپهری


استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

مدیر وبلاگ : محبوبه ثابتی زاد

کاربرد علائم نگارشی در فارسی

نقطه (•)

نقطه نشانه درنگ است و در موارد زیر بکار می رود:

١) در پایان جمله های ساده و مرکب خبری؛

مثال:  علی دیروز به شیراز رفت.

٢) در صورتی که واژه ای به جای یک جمله بیاید، پس از آن نقطه گذاشته می شود؛

مثال:  آیا دیروز به مدرسه رفتی؟    بله.

٣) پس از حروفی که به عنوان نشانه اختصاری آمده اند؛

مثال:  م.ت.ج  (محمد تقی جعفری)      و     ﮬ.ق ( هجری قمری)

٤) پس از اطلاعات کتاب شناختی کامل ؛

مثال:  ناتل خانلری، پرویز، ١٣٦٥، تاریخ زبان فارسی، نشر نو.

نکته مهمی که فرد باید به آن توجه داشته باشد، این است که در پایان عنوان کتاب ها و عناوین اصلی و فرعی نوشته ها (حتی اگر این عناوین به صورت جمله کامل باشند)، نباید نقطه گذاشت و استفاده از نقطه، اشتباه است.

 

ویرگول (،)

ویرگول نشانه درنگ کوتاه است و هرجا نویسنده، قصد مکث کردن دارد آن را بکار می برد. از ویرگول در موارد زیر استفاده می شود:

١) برای جدا کردن عبارات و کلمات یک جمله از هم و پرهیز از اختلاط مفاهیم؛

مثال:

        از بالای دیوار، شهر ما را می توان دید.

        از بالای دیوار شهر، ما را می توان دید.

٢) برای عنوان هایی که پس از نام می آیند؛

مثال:  سعدی، شاعر شیرین سخن شیراز، در نظامیه بغداد درس خواند.

٣) پس از کلماتی چون: بلی، آری، نه، بله و مانند آن ها؛

مثال:  نه، او را ندیده ام.

٤) بین دو واژه مشابه که در یک جمله، کنار هم قرار دارند؛

مثال:  یکی از مهمترین شاخه های اقتصاد، اقتصاد نظری است.

٥) برای جدا کردن جمله های پایه و پیرو؛

مثال:  وقتی رسید، علی هنوز در خانه بود.

٦) برای جدا کردن ساخت های دستوری مشابهی، که به طور متوالی و پشت سر هم در جمله آمده اند؛

مثال:  دانش آموزان، دانشجویان، ورزشکاران و تماشاگران در ورزشگاه جمع شده بودند.

٧) پس از منادا؛

مثال:  ای پسر، این خیال باطل را از سر به در کن.

٨) پیش از حروف تعلیل، از جمله: زیرا، چون، چون که، چرا که، چه وغیره؛

٩) پس ازقیدها و عبارت های قیدی که در ابتدای جمله آمده اند و پیش از قیدها وعبارت های قیدی که در وسط جمله قراردارند. از جمله این قیدها می توان به وانگهی، با این همه و به علاوه اشاره کرد؛

١٠) برای جدا کردن اجزای تاریخ و نشانی از هم؛

مثال: 

        دوشنبه، ١٤ مهر.

        کوچه یاس، خیابان انقلاب، تهران.

١١) پس از ارقام و حروف؛

مثال:  دانش آموزان کلاس اول ابتدایی در هفته اول، باید ارقام ١،٢، ٣، ٤ و حروف الف، ب، پ، ت را به خوبی یاد بگیرند.

١٢) برای جدا کردن اطلاعات کتاب شناختی؛

مثال:  ناتل خانلری، پرویز، ١٣٦٥، تاریخ زبان فارسی، نشر نو.

 


 


نقطه – ویرگول (؛)

به نقطه – ویرگول، مکث میانه می گویند. زمان درنگ نقطه – ویرگول، بیش تر از ویرگول و کمتر از نقطه است. این نشانه، در موارد زیر به کار می رود:

١) بین جمله هایی که از نظر دستوری مستقل، ولی از نظر معنایی به هم مربوط هستند می آید؛

مثال:  روز خوبی بود؛ همه شاد بودند؛ هیچکس به فکر بدی ها نبود.

٢) بین جمله ها یا گروه های اسمی که پس از عباراتی چون: از این قرار است، عبارتند از، شامل این موارد است و عباراتی از این دست، می آیند؛

مثال:  شرایط عضویت در باشگاه موارد زیر است:

       دارا بودن کارت پایان خدمت؛

       عضویت در کمیته های ورزشی؛

       داشتن سابقه قهرمانی؛

       نداشتن سوء پیشینه.

 

دونقطه (:)

علامت دو نقطه، در موارد زیر بکار می رود:

١) قبل از نقل قول مستقیم؛

مثال:  سعدی در گلستان چنین گفته است: « نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست... »

٢) هنگام بر شمردن اجزای یک امر کلی، پس از مواردی مانند از این قرار است، عبارتند از و غیره؛

مثال:  علوم اسلامی عبارتند از: تفسیر، کلام، حدیث، رجال و ....

٣) برای معنا کردن واژه ها؛

مثال:  نقی: پاکیزه


سه نقطه (...)

از سه نقطه، در موارد زیر استفاده می شود:

١) به جای واژه ها یا عبارت های محذوف؛

مثال:  ما باید از جنبه های دینی، فرهنگی، اقتصادی و ... پیشرفت کنیم.

٢) برای نشان دادن بخشی از نقل قول، که در متن آورده نشده است؛

مثال:  به گفته ابوسعید ابوالخیر: « ... و طریقت همه محو کلی و حقیقت همه حیرت است.»


پرانتز ( )

کاربرد پرانتز به صورت زیر است:

١) برای آوردن توضیح معادل. در واقع در این جا، پرانتز، معنی «یا» و «یعنی» می دهد؛

مثال:  کتاب فردوسی (شاهنامه)، اثری جاودان است.

٢) برای آوردن عبارات و جمله های تکمیل کننده ای، که اهمیت آن ها کمتر از مطالب اصلی است؛

مثال:  پسر عموی او (همان که دیروز به مسافرت رفته بود)، به تازگی درسش را تمام کرده است.

٣) برای درج اصطلاحاتی که بعد از نام پیامبران و ائمه می آید؛

مثال:  حضرت محمد (ص)

٤) برای ذکر منابع، در هنگام نقل قول از متون؛

هر خواننده ای حد معینی از اصوات موسیقی را می تواند بخواند (خالقی،١٣٧٣)

٥) برای آوردن تاریخ و سال ها؛

مثال:  ابوالفتح رازی (٦١٠-٥٩٢)، تفسیر خود را به پارسی نگاشت.

٦) برای معنا کردن واژه ها؛

مثال:  چلنگر (قفل ساز)

 

گیومه ( «» )

از گیومه، در موارد زیر استفاده می شود:

١) برای نقل قول مستقیم؛

مثال:  به گفته سعدی: «هر نفسی که فرو می رود، ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات.»

٢) هنگام بکار بردن کلمات نامتعارف، کم کاربرد و مهجور، نویسنده برای تأکید بیشتر و جلب توجه خواننده از گیومه استفاده می کند؛

مثال:  ایشان عقیده دارند، شما «دپرس» شده اید.

٣) هنگامی که در مورد الفاظ و ارکان زبان فارسی بحث می شود؛

مثال:  همه می دانند «من» ضمیر اول شخص مفرد است.


علامت سؤال (؟)

موارد استعمال علامت سؤال به شرح زیر است:

١) در پایان جمله های پرسشی مستقیم؛

مثال: 

        علی به مدرسه رفته است؟

        آیا سارا اینجاست؟

٢) هنگامی نویسنده در مورد نکته ای تردید و یا قصد استهزاء داشته باشد، علامت سؤال را درون پرانتز قرار می دهد؛

مثال:  در جهان، مشکلی به نام مشکل محیط زیست وجود ندارد(؟)

٣) پس از کلماتی که به جای یک جمله پرسشی می آیند؛

مثال:  کجا؟   ،  چطور؟


علامت تعجب (!)

از علامت تعجب، برای نشان دادن حالت هایی چون: تعجب، تحسین، استهزاء، خشم، درد و رنج، تهدید، امر کردن، دعا و افسوس استفاده می شود. البته اگر این حالات در جمله، با تأکید همراه نباشند، استفاده از علامت تعجب، الزامی نیست.

مثال: 

        این باغ چقدر قشنگ است!

        سرم داره می ترکه!

        خدا خیرت بدهد!

 

قلاب ( [ ] )

کاربردهای قلاب در نگارش فارسی به صورت زیر است:

١) هنگام تصحیح متون کهن ادبی، خود مصحح، مطالبی را درون قلاب قرار می دهد؛

مثال:  مردان چهار [تن] بودند [در روزگار خویش]. یکی از ایشان [آن بود که] نه از سلطان ستدی نه از رعیت.

٢) برای نوشتن توضیحات و دستورهای اجرایی، در نمایش نامه ها؛

مثال:  دختر گل فروش [با روسری آبی] : خواهش می کنم یک گل از من بخرید [پس از گفتن این حرف به زمین می افتد].

 

خط تیره (-)

از خط تیره، در موارد زیر استفاده می شود:

١) در جملات معترضه، برای آوردن توضیحات فرعی از آن استفاده می شود؛

مثال:  علی - که تعریفش را شنیده بودی - درسش تمام شده است.

٢) هنگام نشان دادن مکامه، در داستان ها و نمایش نامه ها؛

مثال:

        - من کتاب را خوانده بودم.

        - کدام کتاب را؟

٣) برای پیوستن اجزای یک کلمه مرکب دوجزیی؛

مثال: عملیات سیاسی – نظامی 

٤) از خط تیره، به جای کلمات «به» و «تا»، در بیان فاصله های زمانی، مکانی و مقداری استفاده می شود؛

مثال:

        قطار تهران – مشهد

        سال ١٣٨٦- ١٣٣٦

        مقدار ١٥- ١٠ کیلو آلبالو






نوع مطلب : بخوانیم و بنویسیم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وب
در كل اینترنت

فال حافظ

کد تغییر شکل موس

 
 
بالای صفحه